محمد قنبرى
96
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
القطيفى ( درگذشته 950 ق ) ، فقيه نامدار و معارض محقق كركى نيز با اشاره به نام كتاب الكافى ، اين كتاب را همانند اسمش كافى و وافى به مقصود دانسته است . « 1 » شهيد ثانى هم جمع ، ترتيب ، تنظيم و اسانيد كتاب الكافى را ستوده است . « 2 » وى كتب اربعه را عماد ايمان و بنياد دعائم اسلام مىخواند « 3 » شيخ حسين بن عبدالصمد ، پدر دانشمند شيخ بهايى در مورد كتاب الكافى مىنويسد كه كلينى كتاب خود را كه در مدت بيست سال تدوين كرده بود ، تهذيب كرد و پيراست و اين كتاب بر مجموعهاى از احاديث مشتمل است كه در ديگر كتابها يافت نمىشود . « 4 » سيد مير محمد باقر الداماد نيز از عالمان دوره صفوى است كه در عين حال كه فيلسوف بود ، ولى به كتابهاى حديث و از همه مهمتر كتاب الكافى بهاى بسيار مىداد « 5 » و مىدانيم كه بر اين كتاب شرحى هم نوشت . سيد محمد مهدى بحرالعلوم ( درگذشته 1212 ق ) فقيه اصولى ، اين كتاب را كتابى « جليل » و « عظيم النفع ، عديم النظير » دانسته و آن را به دليل حسن ترتيب و تهذيب ، دقت در نقل ، جامع اصول و فروع بودن و اشتمال بر اكثر روايات امامان ، بىنظير و برتر از همه كتابهاى حديثى دانسته است . « 6 » در ميان جريان اخبارى ، ملا محمد امين استرابادى ( درگذشته 1036 ق ) پيشوا و بنيانگذار اخباريان ، در الفوائد المدنية به نقل از مشايخ گذشته چنين مىآورد كه كتابى همانند كافى در تاريخ اسلام نوشته نشده است . « 7 » فيض كاشانى ( درگذشته 1091 ق ) كه وى هم مسلك اخبارى داشته است ، كتاب الكافى را به دليل اشتمال بر اصول حديث و خالى بودن از زياده گويى و مطالب بىفايده ، شريفترين و كاملترين و موثقترين كتاب حديثى شيعه معرفى مىكند ، به اين دليل كه مشتمل بر « اصول » است « 8 » مولى محمد تقى مجلسى
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 108 ، ص 114 . ( 2 ) . همان ، ص 141 ؛ و ج 109 ، ص 7 ، 91 ، 104 . ( 3 ) . همان ، ج 108 ، ص 138 . ( 4 ) . نك : حسين بن عبدالصمد ، وصول الاخبار ؛ نيز نك : مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 . ( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 110 ، ص 4 . ( 6 ) . نك : الفوائد الرجالية ، ج 3 ، ص 330 . ( 7 ) . نك : استرابادى ، الفوائد المدنية ، ص 200 ؛ نك : نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 . ( 8 ) . نك : فيض كاشانى ، الوافى ، ج 1 ، ص 6 ؛ نيز نك : بحرانى ، لؤلؤة البحرين ، ص 5 .